سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )

12

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )

بديهى است با تمام اين مقدمات چنانچه اشخاصى رعايت نزاكت و جانب دوستى را بنمايند و حاضر به دادن جواب نشوند قطعا در حدود وظيفه دارى قصور نموده‌اند . نه اينست كه تصور رود داعى مخالف اتحاد فيما بين مسلمين باشم بلكه طبق آيات قرآنيه و دساتير عاليهء رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و أئمه معصومين از عترت طاهره جدّا طرف دار اين معنى هستم چون سعادت و سيادت و قوميّت و مليّت اسلاميان در اتحاد عموم طبقات مسلمين است ولى رعايت اين معنى و حفظ نزاكت و ملاحظه دوستى و اتحاد وقتى مستحسن و مثمر ثمر است كه از هر دو طرف رعايت شود . نه آنكه ما بعنوان رعايت اتحاد و دورى از نفاق غمض عين نموده سكوت اختيار نمائيم بر عكس پيوسته از ميان آنها افرادى برخاسته و بر خلاف ما قلم‌فرسائى نمايند چنين سكوت و غمض عينها قطعا به ضرر ما تمام مىشود . بطور قطع داعى طالب حفظ دوستى و صميميّت با برادران اهل تسنن و خواهان تحكيم روابط بين فرق اسلام و آرزومند حسن تفاهم كامل با آنان هستم و صلاح اسلام و اسلاميان را در حصول اين وضعيت ميدانم . ولى به شرط آنكه برادران اهل تسنّن و علماء و زعماء و قائدين و زمامداران آنها هم خود را پايبند به اين اصول و طالب اين دوستى و يگانگى و اتحاد بدانند . و الّا دوستى يك طرفى و رعايت يك طرفى و گذشت و غمض عين يك طرفى قابل دوام نيست . چه خوش بىمهربانى از دو سر بى * كه يك سر مهربانى درد سر بى اين ترتيب و روش يك طرفه و رعايت آن از جانب ما بوده است كه در هر دوره‌اى از أدوار مخصوصا در اين أدوار أخيره بعض از نويسندگان وقيح و بىهمه چيزى كه خود را بنام سنّى معرّفى نموده‌اند وادار نموده به نوشتن كتابها و مقالات جسارتها بمقدسات مذهبى ما بنمايند و امر را بعوام بىخبر كاملا بر عكس نشان دهند . و عجب آنكه با اين همه تخطّى و فحّاشى و اهانتها و تهمتها باز خود را ذيحق بدانند و اگر فردى يا افرادى از جامعهء شيعه در مقام جواب و دفاع از حقوق حقه خود